دلم پر از آتيش عشقه! كاش عاشقم بود...
به خدا عاشقانه دوستش دارم. كاش قبولم داشت! هيچوقت منو نمي بينه!!!!!! چرا چرا چرااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بهترینم، عزیزترینم، سنگ صبورم، نازنینم تولدت مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تا وقتی که نفس می کشم دوستت دارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ما خودمون بازيچه دست زندگي هستيم، چرا با كارامون همه چيز حتي خودمون رو به بازي مي گيريم؟؟؟!
گذر ثانیه ها را می توان احساس کرد،
آوای مغزها را می توان شنید،
تصویر مبهم زندگی را می توان دید،اما...
اگر مهر را نتوان شناخت و تعریف کرد؟؟؟؟!!!!
این تصویر عمیق زندگی است،
هیچکس و هیچ چیز روح بشر را ندید و نشناخت!
زندگی را باید زندگی کرد، چون تصمیم و اراده اوست.
"رهگذر"
تنها بودن یه کابوووووووووووس شومه............
جاده فریاد می زنه، بییییییییییییییااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!
البته همیشه یادش
ه
، همه آدمها لایق عشق ورزیدن تو نیستن!!!!
خیانت می کنن خیلی راحت تر از حد تصور من و تو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟
خیانت، سیاه سیاه سیاه.
هر جا که هستی عاشق باش و عشقت رو ابراز کن.
اگر نه هم دلت رو باختی و هم زمان رو.....
من فکر می کنم بیشتر آدم هایی که به خیال خودشون از مرگ فرار می کنن، در واقع از زندگی گریزونن.......
تو چی می گی؟؟؟؟؟؟؟ درست می گم، نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شکسته! ولی خوشحالم! چون با این شکستن، خیلی از زنگارهاشم ریخته. فکر کنم یه قلب پاک و سالم از توش در بیاد...
![]()

انقدر دلم گرفته که فقط دوست دارم یه گوشه خلوت گیر بیارم و فریاد بزنم و اشک بریزم!
دلم یه دنیا گریه می خواد ولی نمی دونم چرا چشمام کمک نمی کنن...!؟!؟!
می دونی، وقتی بهم گفت: دلش یه دوستی ساده و عاشقانه می خواد، دلش یه دوستی می خواد که فقط دوستی باشه، پاک و بی ریا و واقعی...! یه لحظه احساس کردم دلم آتیش گرفت، نفس کشیدنم سخت شد، چشمام پر از اشک شد! چقدر سعی کردم که نفهمه چه حالی شدم! برای اینکه چشمام رو نبینه سریع عینک به چشمم زدم...
آخه من دوستش دارم ساده، پاک، بی ریا، واقعی، عاشقانه و البته بی منظور و خالصانه...
فقط خندیدنش برام کافیه، شاد بودنش راضیم می کنه، راحت بودنش بهم آرامش می ده، از دیدنش جون می گیرم...
کاش می تونستم بهش بگم چقدر دوستش دارم! ولی عیب نداره نگفتنش از نظر اون قشنگتره!
می دونم دوستم داره ولی..."مابیشتر!"
دوستت دارم حتی اگه دلت نخواد.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ماه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
كاش آروم بشي!
كاش بتوني تفاوت عشق آدمها رو با همديگه درك كني، به خود خدا قسم بعضي ها فقط اداي عاشقي رو درميارن!!!!!!!
كاش مي تونستم همه حرفهاي توي دلم رو بهت بگم! هزار حرفه نگفته!!يادته!!!
چي بهت بگم كه خودت بهتز از من ميدوني عزيزترين................
رویدادهایی که خود باعث شان شده ای
هر چند ناخوشایند،
باید باشند
تا آنچه را که باید فرا گیری
بیاموزی
در هر گامی که برمی داری
رسیدن به جایی که
برای رفتن انتخاب کرده ای
ضروری است.
" ریچارد باخ "
چقدر جات خالیه! دلم برات خیلی تنگ شده! واسه خنده هات! واسه حرف های آروم کننده و بی ریات! واسه صدای قاه قاه خنده های از ته دلت! واسه گریه های راحت و بی آلایشت! واسه بچه وجودت که خودت با دست های خودت کشتیش که مبادا کس دیگه ای اونو بکشه! دلم واسه آرامش چشمات تنگ شده! واسه گرمای قلبت! واسه حرف های نگفته ی توی چشمات! واسه همه لطافت هایی که توی وجودت بود و اجازه دادی دیگران زشت و خشنش کنن! دلم واسه اطمینان و آرامشی که توی چشمات بود یه ذره شده! یه سوراخ عمیق توی قلبم، توی روحم ایجاد شده، چون تو رفتی، از وجودم خارج شدی! جات خیلی خالیه سعیده، جات خیلی خیلی خالیه...........................................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
" حتی توی کوچه بن بست هم راهی برای رفتن هست!!! راه آسمون همیشه بازه....
پس پرواز رو بیاموز. "
به نظرم امیدوارکننده ترین حرفی بود که توی چند ماه اخیر شنیده بودم.
خواستم هرکی به این سایت سرکی میزنه این جمله رو بخونه،
شاید برای لحظه ای تو این زندگی خاکی امیدوار بشه.![]()
کاش میتونستیم ببخشیمت! به خاطر خودم شاید یه روز ببخشمت ولی به خاطر خورد کردن کسی که از جونم برام عزیزتره، هیچوقت، هیچوقت، هیچوقت...
به خاطر مرواریدهای ازرشمند چشماش، به خاطر تیکه تیکه های قلب بزرگ و مهربونش، به خاطر غنچه های پرپرشده لبخندش، به خاطر یخ کردن دست های پر حرارتش، به خاطر تحقیر عشقش (که تو حتی لحظه ای لیاقتش رو نداشتی!!!)،...
ای کاش هیچوقت سر راهمون قرار نمی گرفتی، ای کاش تو محفل عشقمون راهت نمی دادیم،...
یعنی خدا تو رو می بخشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!
خنده ات را نه.
گل سرخ را از من مگیر سوسنی را که میکاری،
آبی را که به ناگاه در شادی تو سرریز میکند،
موجی ناگهانی از نقره را که در تو میزاید.
از پس نبردی سخت باز میگردم با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است بی هیچ دگرگونی،
امّا خنده ات که رها میشود و پروازکنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را به رویم میگشاید...
بخند بر شب بر روز، بر ماه، بخند بر پیچاپیچ خیابان های جزیره،...
امّا آنگاه که چشم میگشایم و میبندم، آنگاه که پاهایم میروند و بازمیگردند،
نان را، هوا را، روشنی را، بهار را، از من بگیر
امّا خنده ات را هرگز تا چشم از دنیا نبندم.
" پابلو نرودا "
ولی ای کاش مثل همه شوخی های دیگه، سریع و گذرا بود و به راحتی می شد فراموشش کرد!
بعضی وقت ها این شوخیه بچه گونه، آنچنان سیلی محکمی توی گوشت می زنه که دردش رو تا آخر عمر احساس می کنی و زنگش همیشه و همیشه توی گوشت صدا می کنه و شاید تا مدت ها حتی وقتی خودت می خوای با کسی شوخی کنی، بقایاش بهت هشدار بده و تو رو از انجام هر شوخیه ساده ای تو این شوخیه بزرگتر زندگی منع کنه!
ای کاش می تونستیم همیشه همونطور که با شوخی هامون همدیگرو می خندونیم، توی بازی بزرگ زندگی هم، خندون باشیم و همه رو بخندونیم، نه اینکه جای سیلی روی گونه های همدیگرو پررنگ تر کنیم!!!؟
ای کاش می شد که...
آفریدگار مهر، گوهر نهاد آدمی شناخته ست.
رهروی، شنید و گفت: "کار عاشقان پاکباخته ست!
گفتم: "ای رفیق راه، یک نگاه مهربان که از تو ساخته ست!"
"فریدون مشیری"
یک سال دیگه عقب افتادم، فقط به خاطر اعتماد به حرف شما دو نفر، دوست دارم محبت های هردوتون رو بالا بیارم........
![]()
کاش می تونستم فریاد بزنم یا حداقل گریه کنم، هیچوقت امروز رو فراموش نمی کنم.... ![]()
دیگه پشت دستام رو داغ می ذارم براتون کاری بکنم، معرفت رو در حقم تموم کردید، ولی
اینم می گذره...!!!!!
بنویس از تنهایی هایی که مونسی نداشت
از دلبری که دلداری نداشت
از حبیبی که محبوبی نداشت
ای همدمم بنویس!
بنویس از او که با اصرار آمد و بی درخواست رفت
از او که عاشقانه آمد و جاهلانه رفت
از او که عاشقم کرد و آتشم زد
از او که نگاه ساحرش، سحرم کرد
از او که شراره های عشقش، نابودم کرد...!
ای قلمم بنویس...!!!!!!!!!
"رهگذر"
یکی نیست به من بگه ما آدما توی این کره خاکی دنبال چی یا کی می گردیم؟؟؟؟؟؟؟؟!
خسته ام از تزویر و ریا. خسته ام از دروغ و دورنگی. خسته ام از آدمایی که دل و زبونشون یکی نیست. خسته ام از آدمایی که عشق، دوستی، صداقت و یکرنگی رو به لجن می کشن.......
به قول "آزاد" : ( کاش مردم دانه های دلشون پیدا بود!؟ )
خسته ام، از اینکه گاهی دیگران نمی فهمنند چقدر برام عزیز و ارزشمندند!!!!!!!!!
امروز خیلی انرژی از دست دادم، عمیقاْ خسته ام....................
جز تونیست پشت و پناهم یارب!
من نخواهم چیزی که فقط رنگ کند برگ برگ سفر زندگیم
من تو را می خواهم،تا که آرام شوم من تو را می خوانم،من مدد می خواهم
من نمی خواهم تو را که فقط یاور و محبوب دل من باشی
من تو را می خواهم،تا که همراه شوی با قلبم
تا که یاور باشی، چون تو تسکین دهم
چون تو ترمیم کنم، آنکه را می خواهم
آنکه را می دانی...
" رهگذر"
همه جای شهر مثل دوست من سفیدپوش شده! جالبه٬ نه؟!
امیدوارم بختت مثل تک تک دونه های برف سفید باشه و همیشه مثل امروز لبریز از امید باشی...
آمین
گاهی اوقات صدای ذهنم رو می شنوم٬باهام حرف می زنه!
گاهی اوقات چقدر تنهایی عذاب دهنده است و وحشتناکه!


